سیرک بدون نوازنده

سحر مجتهدزاده

در صحنه ی انتهایی فیلم تمرین ارکستر(آخرین نمایش از نبوغ موسیقیایی نینو روتا)، رهبر ارکستر پس از فاجعه و مرگ یکی از نوازندگان، فریاد می زند: «موسیقی نجاتمان می دهد!». در ادامه با وجود فروپاشی، همه نوازندگان ایستاده در میانه استودیوی پر گرد و غبار به نواختن ادامه می دهند، حتی برخی در حال نواختن موسیقی گریه می کنند. رهبر ارکستر، دست هایش را مانند موجهایی بی پایان تکان می دهد و همه ی نوازندگان در ادای احترام به نوازنده به تازگی در گذشته، او را همراهی می کنند.

تنها معدود کارگردان هایی هستند که از اجرای موسیقی با چنین احترام و احساسی فیلم می سازند. و کشتی به راهش ادامه می دهد، نمونه ی برجسته ی دیگری از ستایش فلینی از موسیقی و تجلی همه ی موسیقی های دنیا، دوست درگذشته اش، نینو روتا است. در فیلم به جز شخصیت های عجیب غریب فلینی وار (فلینِسکی)، زن کوری حضور دارد که موسیقی را چون رنگ ها می بیند. شاید این زن کور، وصف حال خود فلینی باشد که بدون نوازنده، نمی تواند نمایش سیرکش را کامل کند و چون کوری، می خواهد به جای شنیدن موسیقی، ببیندش!

برای فلینی، موسیقی روتا، یادآور کودکی و بی گناهی است. اما اگر تمرین ارکستر فیلمی شوخ طبعانه است، بیشتر موسیقی فیلم و کشتی..، بدون روتا؛ تمی تراژیک و ارکستراسیونی غم انگیز دارد، حتی در پس زمینه ی صحنه های جذاب دلقک وار فیلم، تاریکی ژرف، گریه ای راز آلود و شاید هم وداعی شوم نهفته است.

مایسترو فلینی، همواره از روتا به عنوان، با ارزش ترین همکاریی که داشته، یاد می کرد، او حتی ادعا می کرد که «بین ما هماهنگی کاملی وجود داشت.» و اینکه روتا: «تخیلی هندسی، موهبتی به ارزش آسمان ها داشت….او جهان درونی در درون خودش داشت که واقعیت هیچ راهی برای ورود به آن نداشت.»

شاید شروع و پایان فیلم، همان حرکت کشتی خود فلینی را تداعی کند که گویی از خلال بحران ها و تاریکی های زیادی گذشته و حالا دارد بدون معاون کشتی (روتا) شبح وار به راهش ادامه می دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *