درباره فیلم «کشتی به راهش ادامه می دهد» فلینی

سیرک بدون نوازنده سحر مجتهدزاده در صحنه ی انتهایی فیلم تمرین ارکستر(آخرین نمایش از نبوغ موسیقیایی نینو روتا)، رهبر ارکستر پس از فاجعه و مرگ یکی از نوازندگان، فریاد می زند: «موسیقی نجاتمان می دهد!». در ادامه با وجود فروپاشی، همه نوازندگان ایستاده در میانه استودیوی پر گرد و غبار ادامه ی مطلب

انسان بی خاطره آزاد است؛ گویی مرده (درباره جهان بلید رانرها)

انسان بی خاطره آزاد است؛ گویی مرده. درباره جهان بلیدرانرها ایمان شاه‌بیگی یادآوری با نور همراه است. روشنایی از دل سیاهی اکنون. فلاش‌هایی بر زندگی گذشت. اولین نور. اولین خاطره. اولین خنده مادر. اولین دریافت«خود» از تماشای انگشتها. اولین تماشای خود در آینه. این چشم‌های من است. این لبها. اولین ادامه ی مطلب

هزار و یک شب

  چون شب دوم برآمد   در خوابگاه شدند و شهرباز از دختر وزیر تمتع برداشت. پس از آن دختر وزیر از تخت به زیر آمده در پای تخت بنشست. دنیازاد گفت: ای خواهر، حدیث بازرگان و عفریت را تمام کن. شهرزاد گفت: اگر ملک اجازت دهد بازگویم. ملک اجازه ادامه ی مطلب

هزار و یک شب

حکایت دهقان و خرش   که دهقانی مالی و رمه فراوان داشت و زبان جانوران دانستی، روزی به طویله رفت، گاو را دید که نزدیک آخور خر ایستاده به خواب‌گاه خشکش رشک می‌برد و می‌گوید که: گوارا باد بر تو این نعمت و راحت که من شب و‌ روز در ادامه ی مطلب

هزار و یک شب

هزار و یک شب، با نام پارسی هزار افسان و نام عربی الف لیله و لیله، با حکایت شهریاری آغاز می‌شود که هرشب با زنی به بستر می‌رود و صبح او را می‌کشد، شهرزاد به امید نجات جان دیگر زنان به همسریِ شهریار در می‌آید و از همان شب نخست ادامه ی مطلب