هزار و یک شب

                                                                         چون شب نهم برآمد   گفت: ای ملک جوان‌بخت، چون ماهیان آن بیت بخواندند، دختر تابه را سرنگون کرده از همان‌جا که درآمده بود، بیرون گشت. گفت: این کاری است شگفت. از ملک نتوان پنهان داشت. در حال برخاسته پیش ملک آمد و ملک را از ماجرا آگاه گردانید. ادامه ی مطلب

هزار و یک شب

                                                             چون شب هشتم برآمد   گفت ای ملک جوان‌بخت، ملک گفت: چگونه کتابی‌ست؟ حکیم گفت آن کتاب سودهای بسیار دارد، کمتر سودش این است که پس از آنکه سر من بریده شود، ملک آن کتاب بگشاید، از صفحه‌ی دست چپ سه سطر بخواند، آنگاه سر من بر سخن آمده ادامه ی مطلب

بازآفرینی هالیوود: چگونه کارگردانان دههٔ چهل روایت سینمایی را تغییر دادند

متن پیش‌رو ترجمهٔ نخستین بخش از کتابی‌است که بوردول در سال 2017 نوشته.همانطور که از عنوان آن پیداست کانون تفکر نویسنده فیلم‌های بنمایش درآمده در این دهه بخصوص و بازکردن یک مسیر تازه در قصه‌گویی در هالیوود است.   دیوید بوردول “تنها تعریف یک قصهٔ جذاب کافی نیست. بخش اعظم ادامه ی مطلب