هزار و یک شب / شب یازدهم

چون شب یازدهم برآمد گفت: ای ملک جوان‌بخت، جوان جادو گشته با ملک گفت: مرا گمان این بود که غلام کشته شد. پس از خانه بیرون آمده به قصر شتافتم و در خوابگاه خویش بخفتم. چون بامداد شد، دختر عم خود را دیدم، گیسوان بریده و جامه‌ی ماتم پوشیده پیش ادامه ی مطلب

هزار و یک شب/ شب دهم

                                                                   چون شب دهم برآمد                                                              حکایت ملک محمود و پسر سنگ او   پدرم پادشاه این شهر و نامش محمود صاحب جزایرالسود بود. هفتاد سال در ملک‌داری بزیست. پس از آن بمرد و مملکت به من رسید. من دختر عم خود را ادامه ی مطلب

یک دم نور / آندری تارکوفسکی

        ما بر سطحی دوبعدی مصلوب شده ایم در حالی که جهان ابعاد بسیاری دارد آگاه از چند بعدی بودن جهان، ما از ناتوانی خویش به ستوه آمده ایم وبرای دست یابی به حقیقت،رنج می بریم اما نیازی به دانستن حقیقت نیست! ما نیازمند مهر ورزیدن، عشق ادامه ی مطلب

گل صحرا / واریس دیری، کاتلین میلر

      “مادرم نام یکی از شاهکارهای طبیعت را روی من گذاشت. واریس به معنی گل صحراست. گل صحرا در محیط های بی آب و علف می روید، جایی که کم تر موجود زنده ای می تواند در آن زنده بماند. گاهی اتفاق می افتد که یک سال هم ادامه ی مطلب

هزار و یک شب

                                                                         چون شب نهم برآمد   گفت: ای ملک جوان‌بخت، چون ماهیان آن بیت بخواندند، دختر تابه را سرنگون کرده از همان‌جا که درآمده بود، بیرون گشت. گفت: این کاری است شگفت. از ملک نتوان پنهان داشت. در حال برخاسته پیش ملک آمد و ملک را از ماجرا آگاه گردانید. ادامه ی مطلب

هزار و یک شب

                                                             چون شب هشتم برآمد   گفت ای ملک جوان‌بخت، ملک گفت: چگونه کتابی‌ست؟ حکیم گفت آن کتاب سودهای بسیار دارد، کمتر سودش این است که پس از آنکه سر من بریده شود، ملک آن کتاب بگشاید، از صفحه‌ی دست چپ سه سطر بخواند، آنگاه سر من بر سخن آمده ادامه ی مطلب

آواز اگنس – لی چانگ دونگ

آواز اگنس لی چانگ دونگ ایمان شاه بیگی   چگونه است آنجا؟ به چه تنهایی؟ طلوعش خونین است هنوز؟ در مسیر بیشه‌اش پرنده‌‌ای نغمه می‌خواند هنوز؟ نامه‌ای که تاب ارسالش را نداشتم یارای خواندنش هستی؟ یارای شنیدن اعترافی که شهامتش گفتنش نبود؟ آیا زمان می‌میراند رز‌ها را؟ وقت آن است ادامه ی مطلب

داستان کوتاه «سوزاندن انبار» نوشته هاروکی موراکامی

داستان ذیل اولین بار در سال 1983 در نشریه نیویورکر منتشر شد. سپس در سال 1993 در مجموعه فیل ناپدید می‌شود در کنار 16 داستان کوتاه دیگر موراکامی چاپ شد. این اولین ترجمه اثر به فارسی است. لی چانگ-دونگ فیلمساز مشهور کره‌ای در سال 2018 فیلمی براساس این داستان ساخته ادامه ی مطلب

خاموشی دریا/ سمیه اعرابی

خاموشی دریا/ سمیه اعرابی   در سال‌های ترس و خفقان، وقتی که تنِ فرانسه زیر چکمه‌های نظامیان آلمان لگد می‌شد، در آن سالهای خاموشی «نشریات نیمه شب» گریزی بود از خوف جنگ و سیطره‌ی ناامیدی، کورسویی که اهالیِ ادبیات با قلم و اندیشه‌ی آزادی با دستان بسته و به بهای ادامه ی مطلب

هزار و یک شب

چون شب هفتم برآمد   حکایت بازرگان و طوطی   شاه گفت: ای وزیر داستان تو را شنیدم و خوش طرفه‌حدیثی بود اما می‌ترسم مثل آن بازرگان شود که ندانسته و نسنجیده زن زیبا و قشنگ خود را کشت و پشیمان شد. وزیر گفت: چون است آن حکایت؟ شاه گفت: ادامه ی مطلب