یک دم نور / آندری تارکوفسکی

        ما بر سطحی دوبعدی مصلوب شده ایم در حالی که جهان ابعاد بسیاری دارد آگاه از چند بعدی بودن جهان، ما از ناتوانی خویش به ستوه آمده ایم وبرای دست یابی به حقیقت،رنج می بریم اما نیازی به دانستن حقیقت نیست! ما نیازمند مهر ورزیدن، عشق ادامه ی مطلب

آواز اگنس – لی چانگ دونگ

آواز اگنس لی چانگ دونگ ایمان شاه بیگی   چگونه است آنجا؟ به چه تنهایی؟ طلوعش خونین است هنوز؟ در مسیر بیشه‌اش پرنده‌‌ای نغمه می‌خواند هنوز؟ نامه‌ای که تاب ارسالش را نداشتم یارای خواندنش هستی؟ یارای شنیدن اعترافی که شهامتش گفتنش نبود؟ آیا زمان می‌میراند رز‌ها را؟ وقت آن است ادامه ی مطلب

آواز عاشقانه ی دختر دیوانه/ سیلویا پلات

      چشم‌هایم را می بندم و تمام جهان مرده بر زمین می‌افتد پلک می‌گشایم و همه چیز دوباره زاده می‌شود (فکر می‌کنم تو را در ذهنم ساخته بودم) ستارگان در جامه‌های سرخ و آبی والس می‌رقصند و سیاهی مطلق به درون می‌تازد چشمانم را می‌بندم و تمام جهان ادامه ی مطلب

برمی خیزم/ مایا آنجلو

        گیرم که نامی از من نباشد در تاریخی که تو می‌نویسی گیرم که خصمانه نام مرا پنهان کنی در پس دروغهای شاخدارت گیرم که زیر پا لگدکوبم کنی باز اما مثل خاک ، من بر می‌خیزم جسارت من تو را می آزارد ؟ چرا زانوی غم ادامه ی مطلب

زندگی/ هنری لانگ فلو

    هان ! در این جهان هراس به دل راه مده بزودی خواهی دریافت ، چه بزرگ مرتبه است ، رنج کشیدن و قویدل بودن . چون مادر مشتاقی که در انتهای روز، دست کودک خود را میگیرد و او را به بستر می برد و کودک ، نیمی ادامه ی مطلب

می خواهم… / مارگارت آتوود

        می‌خواهم در خواب تماشایت کنم می‌دانم که شاید هرگز اتفاق نیافتد. می‌خواهم تماشایت کنم در خواب، بخوابم با تو تا به درون خوابت درآیم چنان موج روان تیره‌‌ای که بالای سرم می‌لغزد، و با تو قدم بزنم از میان جنگل روشن مواج برگ‌های آبی و سبز ادامه ی مطلب

شعری از راینر ماریا ریلکه

    مرگ بسی سترگ است ما با لبان خندان جملگی از آن اوییم هنگامی که خود را در کانون زندگی می پنداریم آن که درون ما می گرید اوست     “راینر ماریا ریلکه” تورج رهنما    

مرگ/ ژان کوکتو

      هنگامی که شما شاهد یک مرگ اید مرگ یکی از دوستان نزدیکان و رنگ باختن سرخی چهره اش در آن لحظه ی مرگ اندود همه چیز غبطه می خورد به او مانند مسافری که به سفری پر آوازه و بی پایان می رود. پس از اخرین حرکات، ادامه ی مطلب

دریا / یانیس ریتسوس

    هر سه مقابل پنجره نشستند خیره بر دریا یکی از دریا گفت دیگری گوش کرد سومی نه گفت و نه گوش کرد او در میانه دریا بود غوطه در آب   از پشت پنجره حرکات او آرام، واضح در آبی رنگ پریده ی آب درون کشتی غرق شده ادامه ی مطلب